بعد از ان روز هنوز...

از روزی که فکر میکردم نفس کشیدن برایم غیر ممکن است بیشتر از هفت ماه میگذرد..من اما هنوز هم هر روز صبح از خواب بیدار میشوم دست و صورتم را میشورم و مسواک میزنم و با مامان صبحانه میخورم...هنوز هم رنگ لاک هایم را یک در میان عوض میکنم...هنوز هم کف اتاق تاریک بی هدف دراز میکشم و به سقف خیره میشوم...و به تمام زندگی فکر میکنم و لبخند میزنم و اشک میریزم...و شب ها تا دیر وقت به حرف های مامان گوش میدهم و در حالی که دارد از اخرین عروسی که رفته تعریف میکند من هم به خیلی چیزها فکر میکنم و سوال پیچش هم میکنم که مبادا فکر کند اصلا حواسم نیست....بلند بلند میخندم...هر روز ساعت 5 بعد از ظهر دلتنگ میشوم...پنجره را باز میکنم و بی هوا به هوای دیدن کسی به خیابان خیره میشوم...هنوز هم رویای خیلی چیزها را در سر دارم ... و برایشان تلاش میکنم...هنوز هم احساس خوشبختی میکنم...من یادم نرفته که خوشبختی معانی متفاوتی دارد و بعضی وقت ها با از دست دادن و نداشتن خیلی چیزها هم میشود احساس خوشبختی کرد...خوشبختی های ریز ریز...خود خود زندگی هستند.

+پارسای عزیز ممنونم برای مهربانی همیشگیت.

/ 6 نظر / 5 بازدید
شتاو

این یعنی زندگی هنوز جریان داره... پذیرفتنش سخته اما کافیه بپذیری، اون وقت بهت لبخند میزنه شاد باشی گلکم[قلب]

"من"

هیچ کس جز خود آدم نمی تونه به آدم کمک کنه... هیچ کس...

پارسا

یکی دیگه از مصادیق خوشبختی داشتن دوستای با مرام و با معرفته و من همیشه به داشتن دوستانی چون شما احساس خوشبختی میکنم ممنونم مهسا جون که اسم منو زیر این پست قشنگت گذاشتی ... [گل]

رضا(دَرهم)

مهم اینه که بتونیم این خوشبختی های ریز ریز رو واسه خودمون حفظ کنیم [لبخند]

پارسا

نفرت و بیزاری رو از دلت دور کن مهسا حتی نسبت به هر کسی که بت بدی کرده اینجوری همیشه پر از تشویش و اضطرابی . همه ما تو زندگیمون اشتباه میکنیم اما پاسخ این اشتباها سرزنش خودمون نیست . فرصت برای جبران همیشه هست . گذشته را رو دوشمون نباید با خودمون حمل کنیم فقط باید از تجرباتش استفاده کنیم . ذهنت را از این تشویشها آزاد کن تا راحت تر بتونی تصمیم بگیری . ببخشید اگه ناخوانده فضولی کردم در افکارت ...

مریم

دلم تنگ شده برات مهسا [ناراحت] بیا دیگهههه