شب ها خیال و درد چنگ میزند ب سینه ام…از چشمانم بیرون میزند…تنم را سرد میکنم…نگاهم را خیره… وسط جاده ایی بی انتها ایستاده ام و با تمام توانم داد میزنم اما هیچ کس صدایم را نمی شنود…ناله های من درگیر رویاهای شبانه است وتا یک بی نهایت دور از من فاصله میگیرد…وسط جنگلی ایستاده ام ک تمامش پر از وحشت است…بیابان بی اب و علفی ک از تشنگی نایی برایش نمانده باشد…دونده ایی ک چند صدم ثانیه به اخر خط باقی نمانده باشد اما بی رمق تر از همیشه تشنه تر از همیشه،ناتوان تر از همیشه و درد از چشم هایش بیرون بجهد…من خسته تر از همیشه ام…محتاج تر از همیشه… این روزها حتی وحشت دارم از اینکه خودم را توی اینه ببینم به قدری لاغر شده ام ک تمام لباس هایم برایم گشاد شده اند… این البته یک روی خوش قضیه است…بدش وقتی است که وقتی کسی تو را میبیند و از تعجب زل میزند توی چشمهایت و دلیل میخواهد…تو فقط سعی کنی لبخند بزنی و هیچ نگویی…روز ب روز روحت بیشتر از جمست تحلیل برود و تو فقط به لبخند های مصنوعی اکتفا کنی و هنوز هم مصرانه پا بکوبی برای رویاهایت…من یعنی همه ی اینها.

/ 15 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پارسا

كاش ميشد سهم من قدري از اين دلواپسي ...

احمد

ایشالا موانع رو له میکنی

saeedo

man khaste tar az hamisheam..

پارسا

کاش وقتی آسمان بارانی است چشم را با اشک باران تر کنیم کاش آن وقتی که تنها میشویم لحظه ای را یاد یکدیگر کنیم

کهکشان

سلام رفیق.ازطرف وبلاگ پلیکان براتون کامنت میزارم...خودشون نمیتونن کامنت بزارن برای شما..وب قبلیشون فیلتر شد و این ادرس جدید ایشون هست..http://pangovan.blogsky.com/

گرگنما

اونجا که گفتی "چند صدم" با کلیت نوشتت هم خونی نداشت، کلا نوشته رو میشه به دو قسمت تقسیم کرد، یه قسمتش مستقیم داری درباره خودت حرف میزنیو بقیه نوشتت!!

مولود

میگذره به حرف کسی جز دل و عقلت گوش نده و اهمیت نده...رویاهات مهم تر از نظر دیگرانه

بهداد

سلام همشهری حالتان ، احوالتان ، امید است رو که خوب باشید

گربه تنها

امیدوارم سلامت باشی ... و روحت شاد و سرزنده باشه از مشکلات همانند غزالی تیز پا بپری و مثل پلنگی تیز دندان همه موقعیت های خوب را شکار کنی[گل]