بی ویرایش نوشت ها

کلید رو میچرخونم تو قفل در رو باز میکنم در حالی که یخ زدم بدو بدو میرم بالا...کسی انگار خونه نیست...چند قاشق غذا میخورم...بعد همینجور که نشسته ام زنگ میخوره...یکی بهم میگه اگه ممکنه یه لحظه بییایید دم در...میگم چشم الان میام...لباسام هنوز تنمه میرم پایین ی اقاییِ تو دستش ی ظرف میوه و شیرینی داره قیافه خیلی آشنایی داره ولی هر چه به مغزم فشار میارم یادم نمیاد کیه تعارفشون میکنم بیان بالا...قبول نمیکنه و میره احتمال میدم از دوستای بابا باشه...وسایلی که بهم داده رو میارم بالامیل به خوردنشون ندارم اما یک چیزی هست که خودش رو به من نشون میده پشت اون میوه ها...اروم درش رو باز میکنم و کاغذی که اونجا گذاشتن رو میخونم...یاد فیلم ها میافتم...اما با دیدنش خیلی تعجب میکنم...ی سری ذکر روزهای هفته اس ک نوشته و پایین بعد از تموم شدن ذکر ها نوشته شده همین نوشته را همراه با 12 عدد تسبیح چهارشنبه دوم به مردم هدیه دهید چهارشنبه سوم حاجت روا میشوید ان شاءالله.

خنده ام میگره همیشه از اینها بدم میومده قبلا که خیلی ها موبایل و اینها را نداشتند این کارها خیلی مرسوم بود...اما الان که عصر این کارها نیست که راه بیوفتی دم خانه ی مردم برای دادن یک تکه کاغذی که معلوم نیست کدام شیر پاک خورده ایی نوشته و مردم زود باور ما هم باورش کردند و دست به عمل میزنند...از همان موقع که اینها رواج داشتند و دم هر خانه ایی میشد یک نسخه اش را یافت من ازشون متنفر بودم...الان هم که دیگر عصر ارتباط است و به جای این کاغذ بازی ها از اس ام اس ها و ایمیل های این چنینی استفاده میشود و هر بار هر کسی از این اس ام اس ها به من بدهد بی جواب می ماند که هیچ.من به هیچ کس نمیفرستم نظیر اینهایی که میگویند 10 صلوات بفرست و به 10 نفر دیگر هم این پیام را برسان حاجت روا میشوی و این ها یعنی میشود گفت اولا اعتقادی به این حرف ها ندارم ...ثانیا از کجا معلوم که واقعا اتفاق خوبی برایم بیفتد و خوشحال شوم (از این دست حرف ها هم کم نیست) در این وضعی که من دارم اگر بگویند میتوانی از این خراب شده بروی هم خوشحال نمیشوم...بعد چطور میشود که یکدفعه خوشحال شوم.این قضایا باعث میشوند که من کلا بی خیال این چیزا شوم و به بقیه هم بگویم ابدا از این دست اس ام اس ها برایم نفرستند...نمیدانم شاید شما ها یی که اینجارو میخونید مثل من فکر نکنید و این حرف ها را قبول نداشته باشید شاید هم برعکس با من هم عقیده باشید...نظر شما چیست؟آیا کارهای درستی هستند؟اگر هستند چرا؟اگر نیستند چطور میشود جلوی اینها را گرفت؟و شما خودتان از انهایی هستید که به اصطلاح مثل من قطع کننده ی زنجیرند یا ادامه دهنده ی ان؟جواب بدهید ممنون میشوم.

این هم عکسشون

     


برچسب‌ها:
+ ٢٥ آبان ۱۳٩۱ ٥:۳۸ ‎ب.ظ چوب کبریت نظرات ()