بی ویرایش نوشت ها

دلم میخواست بنوسیم نه روی کاغذ سفیدی که گم کنم نوشته های بی در و پیکرم را و هر از چند خط یکبار کنترلشان کنم که مبادا سطرها را درهم برهم نوشته باشم و با آن خط خرچنگ قورباغه ای که دارم امکانش وجود نداشت که من دوباره بتوانم نوشته هایم را بخوانم و حال و روزم را موقع نوشتن آن به یاد بیاورم.لذا نتوانستم حس خوبی را که به این وبلاگ داشتم فراموش کنم و با خیال آسوده کاغذ ها را خط خطی کنم این شد تصمیم به برگشت گرفتم وخواهان حس دوباره ی این تجربه ی دوست داشتنی که نوشتن در بلاگستان  باشد شدم.و ممنون از شماهایی که همچنان در نبود من به اینجا سرزدید و ابراز لطف کردید اعتراف میکنم این مدت بهم سخت گذشت فکر نمیکردم تو این مدت به این بلاگ این همه وابسته شده باشم ولی بیشتر از هر چیز و هر جای دیگه ایی برام مهمه و دوسش دارم.

+ فحش ندین فقط:))

++بدانید و آگاه باشید که به این راحتی ها از دستم خلاص نخواهید شد.


برچسب‌ها: سلام
+ ۱۱ آبان ۱۳٩۱ ۱۱:٤۸ ‎ب.ظ چوب کبریت نظرات ()