بی ویرایش نوشت ها

من نمیدونم چرا هیچ وقت نمیتونم مثله خیلیای دیگه توو وبلاگم راحت حرف بزنم.حتی یه درصد حرفامم نمینویسم،ینی نمیتونم خیلی سعی میکنم واقعا چیزی که میخوام بگم اما نمیشه،انگار میترسم از کی و از چی رو نمیدونم اما وحشت دارم از حرف زدن،اینو وقتی فهمیدم که نتونستم دلیل خیلی از اتفاقات رو حتی برای مامان توضیح بدم،انگار فقط واس حرف زدن توو دلم ساخته شدم،قبلا که اینجا بیشتر مینوشتم حرفامو خیلی میپیچوندم،اون موقع برام خوب بود،یکم از دردش کم میشد اما الان حتی دیگه اونجوری هم نمیتونم حرف بزنم.


برچسب‌ها: روزمره
+ ۱٢ امرداد ۱۳٩۳ ٢:۱۳ ‎ق.ظ چوب کبریت نظرات ()