بی ویرایش نوشت ها

این روزها شهر خیلی شلوغ شده است و تقریبا نمیشود از خیابان ها به راحتی گذشت،مردم همه مانند قحطی زده ها ریخته اند داخل پاساژه ها و رسالت حالا نخر کی بخر را اجرا میکنند….من هم مدام به این فکر میکنم که اگر مردم پول ندارند چطور همه اشان راه میفتند سفر میکنند،خرید میکنند،تفریح میکنند…بعد با خودم تکرار میکنم ما ایرانی ها خیلی عجیب هستیم،و شاید این تنها کاری باشد که انقدر در ان مهارت داریم،منظورم "گریه" است…تا چشممان به دو نفر میفتد شروع میکنم به ناله کردن از بدبختی و نداری هایمان،جوری ناله میکنیم که دل سنگ هم به درد میاید بعد دو روز که میگذرد و تعطیلاتی پیش میاید بدو بدو میرویم بهترین هتل را رزرو میکنیم تا میتوانیم خرید میکنیم،حالا لذت میبریم از این همه سفر یا نه ان را نمیدانم…بعد که همه چیز به حالت عادی برگشت دوباره اه و ناله هایمان را از سر میگیریم…اصلا هم به روی خودمان نمیاوریم که دیروز کنار فلان دریا به فکر برنزه شدنمان بودیم…کلا خوب بلدیم بدبختی ها را شریک شویم اما هیچ وقت خوشی هایمان را با هیچ کس قسمت نمیکنیم…متاسفانه از این دست ادم ها در اطرافیانم کم ندیده ام!


برچسب‌ها: روزمره
+ ۱٠ امرداد ۱۳٩۳ ۳:۱٠ ‎ق.ظ چوب کبریت نظرات ()