بی ویرایش نوشت ها

 

دلم که میگرد تقصیر خودش نیست سرزنشش نکن آزرده شده شکسته شده.این روزا به هیچ طریقی نمیتوانم حضورت را احساس کنم.مینشینم چشم به راهت میبینم و میایم به سویت اما افسوس باز هم سراب است...من میایم تو دور میشوی...من حرف میزنم تو گوشت را منع از شنیدنشان میکنی...امروز اتفاقی داشتم برنامه ایی را میدیدم.زیرنویسش این بود.برای خدا چه کاری کرده ایید؟ کاری که کردم بدون هیچ معطلی پوزخندی زدمُ در دل گفتم هه خدا برای من چه کرد؟واقعا چه کردی؟باورت میشود هفت سال گذشت من خسته شدم من کم آوردم تو خسته نمیشوی تو کم آوردن در کارت نیست؟فقط یک چیز از تو خواسته بودم همه اش یک چیز بود یعنی انقدر برایت سخت بود که نتوانستی بر من ببخشی اش؟

خسته شدم بگذاریید دمی بیاسایم از این دنیا و ادم های رنگارنگش از زندگی بی معنی ام خسته شدم.میشود یک روز فقط یک روز بگذاری زندگیکنم؟

بیشتر فکر کردن آزاردهنده تر است.

نه باور کنی باید که من بیخیال نیستم من خودم را به بیخیالی نمیزنم بیخیالی خودش را به من زده.خلاصی از دستش هم به این آسانی ها نمیباشد.

سرم را از شیشه ی اتوبوس بیرون میاورم باد خنکی بر سرم میخورد و نگاه سنگین دیگران را روی خودم احساس میکنم به نظرشان من دیوانه ام باشد بگذار باشم مگر برای من فرقی هم میکند.بغضم را میخورم خدایا روزه ام چه باطل میشود؟دلم هوای اغوشی را کرده خدایا میشود تو مرا در اغوش بگیری؟

دلم از زندگی و ادمهایش گرفته میشود یکم سریعتر کار من را انجام بدهی دلم میخواد هر چه سریعتر کمی ان طرف را ببینم فقط یکم سریعتر که دیگر طاقتم تاب شده است.

برنامه ام را نوشته ام و روی دیوار هر روز و هر ساعت و هر دقیقه با چشمانم میخوانمشان اما...نه میتوانم پاره اش کنم نه تحمل دیدنش روی دیوار.راستی دیوار هم از من شِکوه میکند حق دارد لابد این همه کاغذ پاره صورتش را پوشانده...مثل صورتِ من که بی ذوقی پوشانده.

خواب های عجیب و غریب دنباله دار هم امانم نمیدهد.چند روزِ پیش خوابی دیدم خواب خوبی بود اما انقدر خوب که من دلم نمیامد بیدار شوم و میخواستم برای همیشه بخوابم...کاش خواب نبود...

چشمانم میسوزد به سختی زل زده ام به این صفحه و صدای تق تق کلیدها را میشنوم و لمسش میکنم که با تیک تاک ساعت در هم امیخته و صدای عجیب و دل نشینی ساخته.تنم گر میگیرد شاید دیگر مرا فراموش کرده باشی...

+این آهنگ پیشنهاد میشه بی ربط با وضع موجودِ ولی ازش خوشم میاد.


برچسب‌ها:
+ ٥ امرداد ۱۳٩۱ ٢:٤٥ ‎ق.ظ چوب کبریت نظرات ()